دست تو تو دست من بود
دلت امّا جای ديگه
تو خودت خبر نداری
امّا چشمات اينو ميگه
مدتی بود حس می کردم که دلت يه جا اسيره
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من می ميره
تو ميگی يه وقتا گاهی
پيش مياد يه اشتباهی
نه ديگه،ديگه نميشه واسه تو نمونده راهی
ديگه ديدنم محاله
ديگه برگشتن خياله
+ نوشته شده توسط عاشق ع در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت
16:1 |
